شماری از زنان در ولایت غور میگویند که به دلیل عدم آگاهی و حاکم بودن سنتهای ناپسند جامعه از حق میراث محروم اند و نمیتوانند آنرا از خانوادههای شان مطالبه کنند.
شفیقهی ۳۴ ساله که مادر چهار فرزند قد و نیمقد در ولایت غور است میگوید، عدم آگاهی و حاکم بودن سنتهای ناپسند جامعه سبب شده است تا از حق میراث خود محروم شود.
او که اکنون درگیر مشکلات اقتصادی است علاوه میکند که گرفتن حق میراث برای خانوادهاش ننگ و خلاف عرف و عنعنات جامعه بوده و نمیتواند این حق را از برادرانش مطالبه کند.
موصوف میافزاید:« زمانی که پدرم زنده بود حق میراث من را نداد و مه هم در این مورد آگاهی نداشتم، حالا هم نمیتوانم از برادرانم بخواهم که به مه حق میراث بدهند، رسم و رواجهای جامعه را خود تان میدانید و در خانواده ما خواستن حق میراث ننگ است، به خواهر دیگر من هم داده نشده و زمینهای زراعتی و خانههای که داریم همه دست برادرانم است.»
این بانوی غوری همچنان میگوید، در صورتیکه حق میراث برای شان داده شود میتواند بخش از نیازمندیهای اولیه زندگی خود را را رفع کند.
برخی دیگری از زنان در غور که روایتهای مشابهی دارند نیز میگویند که به دلیل باورها و حاکم بودن سنتهای ناپسند جامعه در بسیاری مناطق کشور به ویژه غور، تنها پسران از این حق مستفید میشوند و دختران محروم اند.

مریم ۲۸ساله که با سه فرزندش در مرکز شهر فیروزکوه زندگی میکند میگوید که نمیخواهد با برادرانش در مورد ارث پدرش دعوا نموده و به گرفتن حق میراث که خلاف عرف و عنعنعات جامعه است، اقدام نماید.
به باور این خانم، حق طلبی ارث ممکن است رابطه فامیلی او را با برادرانش برهم بزند و سبب پایان یافتن رفت و آمد خانواده او با شوهرش شود.
وی علاوه میکند:« رسم و رواج که در جامعه است نمیشه که از برادر خود حق میراث طلب کنم چون ترس میخورم که اگر حالا خواهان این حق شوم ممکن است که رابطه خودم و خانواده شوهرم با برادرانم قطع شود، در محل که ما زندگی میکنیم خانمهای زیادی هستند که حق میراث برای شان داده نشده و بخاطر سنتهای غلط جامعه نتوانستند که این حق خود را طلب کنند.»
آگاهان امور اجتماعی نیز میگویند که حاکم بودن سنتها و باورهای نادرست در جامعه امروز به یک عرف اجتماعی تبدیل شده است که مانع تحقق عدالت اجتماعی و دسترسی زنان به حق میراث میگردد.
فرید سروش، یکی از آموزگاران دانشگاه غور، محروم شدن زنان از حق میراث را ناشی از عدم آگاهی عمومی در این مورد دانسته میگوید که این محرومیت ریشه در فرهنگ و رسم و رواجهای مردم دارد.
موصوف تصریح میکند که زنان به دلیل سنتهای ناپسند نمیخواهند از راه قانونی خواهان حق میراث از خانواده پدر خود شوند و ناگذر اند از آن بگذرند.
موصوف علاوه نمود:« متاسفانه عرف و عنعنات و سنتهای ناپسند و باورهای غلط که در جامعه است اکثریت زنان نمیتوانند حق میراث خود را حتی از راه قانونی از خانواده پدر خود طلب کنند، زنان از این حق خود متاسفانه میگذرند و همی رسم و رواجهای ناپسند است که عدالت اجتماعی به گونه درست تامین نمیشه. امروزه ما شاید هستیم که بسیاری از زنان نان آور خانواده هستند و مشکلات اقتصادی دارند و از حق میراث خود هم محروم اند.»
این آگاهی امور اجتماعی تاکید میکند که اگر حق میراث زنان برای شان داده شود باعث تقویت جایگاه اجتماعی آنان شده و عدالت اجتماعی نیز تامین میشود.

در همین حال، برخی از عالمان دینی میگویند که میراث از حقوق اساسی زنان است که شریعت اسلامی نیز اندازه آنرا مشخص کرده تا در بین پسران و دختران تقسیم شود.
مولوی عبدالجبار حقبین یکی از علمای غور در این مورد میگوید:« اسلام به زنان سه حق اساسی داده که حق نفقه، مهر و میراث است در نظرگرفته که هر زن از این حقوق برخور دار است، در دین اسلام زن و مرد از حقوق انسانی به صورت عادلانه بر خور دارند، اما بخاطر ترویج این مورد نیاز است که کارهای زیادی صورت بگیره و در آگاهی بیشتر زنان تلاش صورت بگیره خوب است.»
به باور این عالم دین، کسانی که زنان را از حق میراث محروم میکنند، آگاهی کامل از شریعت اسلام و دستورات الی ندارند.
این در حالیست که حدود سه سال پیش، رهبر امارت اسلامی یک فرمان شش مادهی در مورد حقوق زنان صادر کرد که در آن تامین حق میراث و ازدواج دختران جوان با رضایت خودشان تاکید شده است.






