در دل بسیاری از کوچه و پسکوچههای شهر فیروزکوه، مرکز ولایت غور حکایتهای غمانگیزی جریان دارد؛ حکایت دختران که در سنین کودکی به دلیل فقر و ناداری وارد دنیای سخت و بیرحم ازدواجهای زودهنگام شده اند.
جای که خانوادهها، به امید بهبود وضعیت زندگی و کاهش فشارهای اقتصادی، دختران کوچک خود را به دست مردانی میسپارند که هیچ شباهتی به رویاها و دنیایی کودکانه ندارند.
راضیه دختری ۱۰ ساله غوری، است که هنوز لبخند واقعی کودکانهاش را تجربه نکرده به جای بازی و شادی با همسن و سالهایش، به دلیل فقر و گرسنگی از سوی خانوادهاش به ازدواج داده شده است.
از ازدواج راضیه نزدیک به یک سال میگذرد؛ اما هنوز سکوتی عمیق بر زندگی او حاکم است. او حرفی نمیزند، نه برای کسی و نه برای خودش؛ از نگاهها و رفتارهایش آشکار است که گویا داستان غمانگیز را روایت میکند.
خرامان ۴۲ ساله، مادر راضیه که درد سوزناک دختر کوچکاش را بیشتر از همه درک کرده و یکجا با دختر خود حمل میکند، میگوید:« شبها که میخوابم دوست دارم که دخترم در آغوشم باشه؛ اما نیست خیلی برایم سخت میگذرد، باز که زیاد دل تنگ میشوم میروم برای چند روزی میارم به پیش خودم.»
خرامان میافزاید که دختر کوچکاش را زمانی قربانی ازدواج ناخواسته کرد که پس از فوت نامزاد دختر بزرگش، راضیه را به عوض خواهرش به عقد برادر ۱۲ ساله نامزاد دخترش درآورده است.
وی گفت:« مه دختر بزرگ خوده به پسر مردی داده بودم و دختر او را به پسرخودم؛ اما مدتی بود که پسر او مرد فوت کرد او گفت که دخترتان از خودتان باشه و از ما ۶۰۰ هزار افغانی طلب کرد که باز ما پول نداشتیم مجبور شدیم دختر خورد خود را به مبلغ ۵۰۰ هزار به پسر دیگرش نکاح کنیم و ۱۰۰ هزار افغانی دیگه هم قرض دار شدیم که تاهنوز پرداخت نتوانستیم.»
خرامان میافزاید که دخترش دانشآموز صنف چهارم مکتب است و علاقهای زیادی به یادگیری دارد؛ اما خانواده شوهرش روزانه او را به انجام کارهای خانه، رسیدگی به حیوانات و دهها کار سخت دیگر که از توانش نیست وادار میکنند.
خرامان با صدایی پر از درد فریاد میزند که تنها نانآور خانواده هشت نفریاش است. در حالی که به سختی دردهای بیپایان زندگی را تحمل میکند نه تنها دختر کوچک خود را به خانهای دیگر فرستاد، بلکه همچنان بار سنگین اعتیاد پسر و شوهرش را نیز به دوش میکشد.
او همچنان میگوید که وضعیت اقتصادی مناسبی ندارد و از اینکه دخترش در خانه شوهرش گرسنه نیست، خوشحال است؛ اما نگرانی اصلیاش از دست دادن باقیمانده کودکانش به دلیل فقر و ناداری است.
او تصریح میکند که هم اکنون برای پیدا کردن لقمه نانی به کودکانش روزانه گدایی میکند و نیز برای گرم کردن خانه و کودکانش پلاستیک، کارتن و مواد سوخت جمعآوری میکند.
او از دولت، موسسات و افراد خیر انتظار دارد تا در زمستان جاری او را کمک کنند تا شاید از دست دادن فرزندان دیگرش نباشد.
این تنها روایت غمانگیز راضیه نیست که در کودکی به دام ازدواج زودهنگام افتاده است؛ بلکه دختران دیگری نیز هستند که به دلایل چون رسم و رواجهای ناپسند، فقر و گرسنگی و گاهی فشارهای خانوادگی به ازدواج داده شده اند.

مریم ۱۱ ساله دختر دیگری است که با وجود کوچک بودن و صدای لرزانش، قرار است دردهای ناشناخته زیادی را با خود حمل کند.
هرچند مریم با ما صحبت نکرد، اما از چهره او میشود فهمید که حرفهای زیادی برای گفتن دارد؛ شاید ترس، شرم و یا هم ناتوانی در بیان دردهایش، مانع آن شد که حتی یک کلمه به زبان بیاورد.
اما سبزار ۴۰ ساله، مادر مریم میگوید زمانی تصمیم دردناک به ازدواج دخترش را گرفت که در کنار قرض ۵۰۰ هزار افغانی از یک مرد، فقر و ناداری زندگی او و خانواده هشت نفریش را نیز تهدید میکرد.
او افزود:« از مجبوری از قرض داری دختر خود را دادیم، خود ما رفتیم به خانه او مرد که فرزندان ما گرسنه هستند، از او مرد خواستیم تا یک دختر ما را به پسرش بدهد و به عوض به ما سالانه گندم و جو بدهد.»
بانو سبزار، دخترش را در حالی با پسر ۲۰ ساله نامزد کرده است که او هنوز از زندگی مشترک هیچچیزی نمیداند و در دنیای کودکانه خود غرق است.
بانو سبزار همچنان میگوید که خانواده خسر دخترش به آنها وعده سپردهاند که به آموزش دختر او توجه میکنند و تا بزرگ نشود عروسی آنها را نیز برگزار نمیکنند.
مریم در حال حاضر دانشآموز صنف پنجم در یکی از مکتبهای شهر فیروزکوه است. به گفته مادرش، مریم آرزو دارد که درس بخواند تا بتواند به افرادی که در وضعیت بد اقتصادی قرار دارند کمک کند. آرزویی که فقر و گرسنگی در دوران کودکی از مریم گرفته است.
با این حال فعالان اجتماعی، آگاهان آموزش و پرورش، عالمان دینی و متخصصین روان درمانی در ولایت غور بر این باور اند که ازدواجهای زیر سن پیامدهای ناگوار اجتماعی، فرهنگی و روانی را به همراه دارد.
زرمینه اعظیمی، فعال اجتماعی میگوید که حاکم بودن سنتهای ناپسند در جامعه و موجودیت فقر و ناداری از عوامل اساسی ازدواجهای زیر سن است که میتواند سبب عدم تفاهم زوجها، ناسازگاری در خانوادهها، تربیت ناسالم کودکان و حتی افزایش خودکشیهای دختران شود.
وی افزود:« ازدواج های زیر سن باعث نابرابریهای جنسیتی میشه، دختران در این سن تحت تاثیر قرار میگیرند و حقوق آنها ضایع میشه و نادیده گرفته میشه، دختران در این سنین نمیتوانند به درستی ارتباط برقرار کنند، همین مشکلات باعث میشه که فشارهای از هر طرف به سر دختران بیاید و باعث بشه که آنها به مشکلات روحی و روانی پیشرفته دچار شوند و باعث خود کشیها میشه.»
غلام نبی ساقی، کارشناس آموزش و پرورش میگوید که علاوه بر فقر اقتصادی، بیسوادی و عدم آگاهی خانوادهها نیز از عوامل اصلی ازدواجهای اجباری و زودهنگام است که میتواند مانع رفتن دختران به مکتب شود.
وی علاوه میکند:« وقتیکه یک دختر عاقل و بالغ میره به خانه ازدواج خوب کارهای خانه را انجام میته مسئولیت های خانه را انجام میدهد، طفل داری میکنه آیا این آمادگی برای یک کودک که مجبور به ازدواج میشه آیا این وجود دارد یانی، مسئله دیگر تعلیم و تحصیل است که خود عروس تحصیل کنه به جای اینکه میره فعالیت های ازدواج و اینها میشه و از طرف دیگه باید شخص باشه که در تعلیم و تحصیل فرزندان خود کمک کنه،وقتیکه خودش تحصیل کرده نباشد به دیگران هم کمک کرده نمیتوانه و جامعه بدبخت میشه.»
این کارشناس آموزش و پرورش بر این باور است که اطلاع رسانی از طریق رسانههای جمعی، امامان مساجد و بزرگان روستاها میتواند از ازدواجهای زیر سن جلوگیری کند.
عالمان دینی میگویند که اسلام هیچ تاکید بر ازدواجهای زیرسن نکرده و خانوادههای که دختران کوچک خود را به دلایل مختلف مجبور به ازدواج میکنند، پیامدهای جبران ناپذیری را برای دختران خود میخرند.
عبیدالله برهانی، عالم دین میگوید که نباید خانوادهها دختران خورد سال خود را به منظور تامین نفقه به ازدواج زودهنگام مجبور کنند و یا هم بفروش برسانند.
وی علاوه میکند:« دختر منبع نیست که ما بتوانیم نان بدست بیاریم، درست است که اسلام مهریه برای دختران در نظر گرفته شده و از نظر شرعی به خودش متعلق است، اگر نه این آدرس نیست که پدر ا از این آدرس خرج خانه خود را بدست بیاره و این پیامدها و خشونت های خیلی را در پی دارد.»
وی همچنان میگوید که برای غلبه بر این چالش، ضروری است که به خانوادهها آگاهیرسانی و فرهنگسازی صورت گیرد و همچنین دولت باید اقدامات لازم را برای جلوگیری از ازدواجهای زیر سن انجام دهد.
مولوی شجاعالدین محمدی، از دیگر عالمان دینی در مصاحبه ی با رادیو سرحد گفت:« در احادث پیامبر اسلام دراین بابت نداریم که نکاح زیر سن حرام است و این را هم نداریم که شما دختران را هم زیر سن ازدواج بدهید، حدیث بر عکس آن و آیه برعکس آن هم نداریم، موضوع دیگه اینکه اضرار نکاح زیر سن است که تمام خودکشیها، تمام خانه مان سوزی های که دیده میشود که دختران خودکشی میکنند، فرار از منزل می کنند، سم و یا زهر میخورند و در بین خانواده اختلافات ایجاد میشود و این معلوم است که از اثر نکاح زیر سن است.»
از سوی هم پزشکان روان درمانی بر این باور اند، دختران که به سن پختگی نرسیده و به ازدواج داده میشوند دچار مشکلات روحی و روانی زیادی شده و پیامدهای خطرناک را در پی خواهد داشت.
عبدالاحمد نوری، متخصص عصاب و روان در غور به رادیو سرحد گفت که آمارهای آنان در یک سال گذشته نشان میدهند که ۴۰ درصد از بیمارانشان دختران است که زیر سن به ازدواج داده شده اند.
آقای نوری افزود:« اینکه میگویند مشکلات خانوادگی باعث خودکشی شده این دقیق است از لحاظ صحت روانی تثبت است، خانمهای که زیر سن هستند و هنوز در سن پختگی نرسیده اند که در مقابل مشکلات خانوادگی استادهگی کنند بسیار زود به طرف اختلالات روانی میروند و دست به خود کشی میزنند. بنآ در سال ۲۰۲۴ بلی دقیق است که به طور اوسط بالای ۴۰ درصد خانم های را داریم که مراجعه کرده اند که منبع ازدواجهای زیر سن بوده.»
وی همچنین اشاره میکند که تنها دختران خردسال نیستند که دچار مشکلات روحی و روانی میشوند؛ بلکه دختران بزرگسال نیز که تحت فشارهای خانوادگی و اجتماعی قرار میگیرند، با چالشهای مشابهی مواجه هستند.

با این همه مسئولان در ریاست امربهالمعروف و نهی ازمنکر امارت اسلامی در ولایت غور ، میگویند که آنان از آغاز حاکمیت دوباره امارت اسلامی تا اکنون به ۶۰۰ پرونده حقوق زنان که شامل ازدواجهای اجباری، حق میراث، خشونت علیه زنان و حقوق آنان بوده رسیدگی کرده اند.
مولوی عبدالباسط ملازاده، آمر امر به المعروف و نهی از منکر امارت اسلامی در این مورد گفت:« از آغاز حاکمیت امارت اسلامی تاهنوز به ۲۶۰ مورد ازدوجهای اجباری که ۱۰ مورد آن در سال جاری بوده رسیدگی شده و این موارد شامل حق میراث، خشونتهای خانوادگی و موارد دیگر میشود که از سوی خانوادهها و یا هم سایر نهادهای دولتی و غیر دولتی شکایت شده و یا هم اطلاع رسیده به اداره ما و ما به آن رسیدگی کردیم.»
وی میافزاید که آنان از طریق برگزاری جلسات مختلف با خانوادهها، موسفیدان محل و همچنان تعین جزا و جریمه حل و فصل کرده اند.
مسئولان در ریاست امر به المعروف و نهی از منکر غور همچنان میگویند که امارت اسلامی متعهد به حمایت از حقوق زنان بوده و تلاش میکند تا زنان و دختران از تمام حقوق شرعی خود بهره مند شوند.
با وجود تلاشها و آمارهای ارایه شده، اقدامات خوبی در سطح نهادهای دولتی و غیر دولتی در ولایت غور انجام شده است. اما هنوز هم واقعیتهای اجتماعی، فرهنگی و رسم و رواجهای های ناپسند همچنان بر مسیر رسیدگی به حقوق زنان و دختران سایه انداخته است.
برای تغییر این وضعیت، درک و آگاهی جامعه وابستهگی به تدابیر عملی و کارآیی دولت و نهادهای حقوقی دارد تا زنان و دختران بتوانند به طور واقعی از تمام حقوق خود بهرهمند شوند.






