هر صبح پس از انجام کارهای خانه و رسیدگی به پنج فرزند قد و نیمقدش، به کار صنایع دستی به ویژه گلدوزی، خامک دوزی و دوخت لباسهای سنتی مشغول میشود تا بتواند با این هنرش به استقلال مالی برسد و در تامین اقتصاد خانواده سهمی داشته باشد.
فاطمه ۳۵ ساله، بخش از خانه کوچکاش را به محل کار خود تبدیل کرده است؛ جایی که ساعتها مینشیند، پارچه را روی ماشین گلدوزی قرار میدهد و با دقت و حوصله نقشها و طرحهای گوناگون را بر آن میدوزد.
او با دستان خود نهتنها نقشهای زیبا میآفریند، بلکه تلاش میکند از هنر و مهارتش راهی برای درآمدزایی، استقلال مالی و کمک به اقتصاد خانواده خود پیدا کند.
فاطمه این هنر را از همان روزهای کودکی آموخت؛ زمانی که در کنار مادرش مینشست و با دقت حرکت سوزن و شکلگیری نقشهاي روی تکه را تماشا میکرد.
او میگوید:« حدود ده سال پیش این کار را آغاز کردم، چون به هنرهای دستی علاقه داشتم می خواستم از این راه برای خانوادهام درآمد کسب کنم و مه این هنر را از مادرم یاد گرفتم و بعدها با تمرین بیشتر مهارت خود را افزایش دادم و یادگرفتم که حالا کار میکنم.»
این بانو میافزاید که روزانه هفت تا هشت ساعت به گلدوزی، چرمهدوزی و دوخت لباسهای سنتی و محلی مشغول است و در کنار آن، دستمال، روکش تلویزیون، لیف و دیگر وسایل تزئینی را نیز با دست تهیه میکند.

به گفته این بانو، درآمدش از این کار ثابت نیست و به تعداد سفارشها و نوع کار که میکند بستگی دارد. او لباسهای سنتی را بین ۲ تا ۵ هزار افغانی تهیه و به فروش میرساند و لباسهای تزئینی که کار بیشتر نیاز دارد گاهی به ۷ هزار افغانی فروخته است.
وی علاوه نمود: «بیشتر محصولاتم را از خانه به فروش میرسانم و بیشتر خامکدوزی، گلدوزی، دوختن لباسهای سنتی و وسایل تزئینی تولید میکنم. و درآمدم ثابت نیست اگر سفارش بیشتر داشته باشم درآمدم هم بیشتر از و اگر کم باشه کم است بعضی روزها تا ۷۵۰۰ افغانی هم کار کردم.»
این بانو تصریح میکند که کمبود مواد اولیه، نبود بازار مناسب و هزینههای بلند مواد اولیه صنایع دستی از جمله چالشهایی است که گاهی او را از ادامه کار دلسرد میکند؛ اما حمایت و تشویق خانوادهاش باعث شده است تا با انگیزه و علاقه به کار خود ادامه دهد.
به گفته فاطمه، از اینکه با تلاش و پشتکار خود میتواند بخشی از بار خانواده را بر دوش بگیرد، احساس خوشحالی میکند و میافزاید که درآمد حاصل از این کار به او کمک کرده تا در تأمین هزینههای زندگی، آموزش فرزندان و دیگر نیازهای خانواده سهم داشته باشد.
اکنون آرزوی فاطمه داشتن یک کارگاه بزرگتر است تا بتواند سفارشهای بیشتری بگیرد، تولیداتش را افزایش دهد و هنر خود را به خانمهای بیشتری منتقل کند.
او باور دارد که با حمایت از زنان هنرمند و فراهمکردن زمینه دسترسی آنان به بازار، زنان بیشتری میتوانند از هنر و مهارتهای خود درآمد کسب کنند.
تنها فاطمه نیست که با کار صنایع دستی به استقلال مالی رسیده است. بلکه زنان دیگر نیز وجود دارند که با تلاش و پشتکار سعی میکنند از مهارتهای خود برای در آمدزایی و انتقال هنر شان به دیگران استفاده کنند.
اورانوس عارفی، مسئول اتاق صنایع و تجارت غور با استقبال از فعالیتهای زنان میگوید که در حال حاضر حدود ۳۰۰ بانو در شهر و ولسوالیهای این ولایت مشغول کار صنایع دستی هستند که از این میان ۲۵ تن جواز کار خود را از این اتاق دریافت کرردهاند.
وی افزود:« زنان تجارت پیشه در غور صنایع دستی خوبی را تولید میکنند و از این طریق به اقتصاد خانواده های شان کمک میکنند و ما از کار آنها حمایت میکنیم و تلاش ما این است که توجه موسسات را به کار و بار خانم های تجارت پیشه جلب کنیم.»
موصوف علاوه میکند که بیشتر زنان غور در بخشهایی مانند خیاطی، قالینبافی، گلیمبافی و تولید صنایع دستی فعالیت دارند و از این راه درآمد کسب میکنند.
به گفته او برخی دیگری از زنان نیز در زمینه تولید و فروش مواد غذایی مانند شیرینی، ترشی و رب، عرضه محصولات زراعتی و مالداری و فروش آنلاین مشغول به کار هستند.
مسئولان اتاق صنایع و تجارت غور همچنان میگویند که زنان در این ولایت با استفاده از این فرصتها، در تأمین هزینههای زندگی و حمایت مالی از خانوادههایشان سهم میگیرند.
فعالیت زنانی چون فاطمه نشان میدهد که صنایع دستی در غور، افزون بر حفظ هنرها و مهارتهای سنتی، میتواند زمینهای برای درآمدزایی و تقویت اقتصاد خانوادهها باشد.
با وجود چالشهایی مانند گرانی مواد اولیه و نبود بازار مناسب، این زنان با پشتکار به فعالیتهایشان ادامه میدهند و امیدوارند با حمایت بیشتر و فراهمشدن زمینه دسترسی به بازار، بتوانند تولیدات خود را گسترش داده و زنان بیشتری را نیز به این عرصه وارد کنند.
نویسنده: شکریه عصمتیار






